علي اكبر قيومي

مقابله با بحران كم آبي به كمك فناوري هاي نوين تصفيه و بازچرخاني آب


اين عبارت، جان مايه كلام مهندس سيدحسين ميرجليلي مديرعامل شركت آبسار كوير يزد است كه بيش از 20 سال در حوزه شيمي و بطور خاص در زمينه تصفيه آب فعاليت داشته است. مهندس ميرجليلي كه امروزه يكي از موفق‌ترين شركتهاي پارك علم و فناوري يزد را راهبري مي‌كند در مصاحبه‌اي مفصل با نمايندگان مركز توسعه فناوري آب ديدگاه‌هاي خود را كه حاصل سال‌ها تجربه در اين بخش است را تشريح نموده است.  با فناوري مي توان به جنگ بي‌آبي رفت؛  به گزارش مركز توسعه فناوري آب، مهندس ميرجليلي با اشاره با دستاوردهاي گوناگون فناوري در برخي از كشورها در حوزه‌هايي همچون شبكه توزيع، تصفيه، شيرآلات، حفاري، مديريت منابع و... اظهار داشت در ايران نيز به مدد بكارگيري فناوري‌هاي نوين مي‌توان به مقابله با مشكل حاد و فراگير كم‌آبي رفت و اصولاَ راهي جز اين متصور نيست. با اين وجود هنوز به نظر مي‌رسد مباحث مربوط به فناوري در حوزه آب باتوجه به ضرورت و اولويت آن مورد توجه و اهتمام نيست.  بهره‌وري و ارزش واقعي آب؛  بنظر مهندس ميرجليلي، عمده‌ترين معضل فرهنگي و اجتماعي موجود در حوزه آب كه زمينه بروز مشكلات و مسائل بعدي را فراهم مي‌آورد كه هنوز بدنه اجتماع ايران (اعم از مردم و مديران) ارزش واقعي آب را درك نكرده‌اند. هنوز وقتي از بحران آب صحبت مي‌شود گويا سال‌ها و يا حتي قرنها با ما فاصله دارد. به همين دليل شاهد عدم بهره‌وري فراگير در سيستم‌هاي استحصال، توزيع و مصرف آب هستيم، آمار مربوط به هدر رفت آب در ايران وحشتناك است، حدود 30 درصد از آب در شبكه‌هاي آب شهري به هدر مي‌رود و بيشتر از نيمي از آب در كشاورزي ايران بدون آنكه به رشد گياه و توليد محصول كمك كند از بين مي رود. اگر تمركز اصلي سياست‌گذاري‌ها بر بهره‌وري با استفاده از فناوري‌هاي جديد قرار گيرد، قطعاَ كوتاه‌ترين و مؤثرترين مسير انتخاب شده است.  پساب فرصت و تهديد تؤام  حجم بسيار بالاي پساب‌هاي توليدي در شهرها و صنايع، چنانچه به شيوه صحيح مديريت شده و به مدد فناوري‌هاي جديد تصفيه و بازچرخاني شود، مي تواند به عنوان يك منبع بزرگ آبي، به حل مشكلات حاد ما در اين حوزه كمك كند و برعكس چنانچه اين حجم انبوه از آب آلوده با بي‌توجهي رها شود مي‌تواند بطور جدي باعث آلودگي منابع زيرزميني و ايجاد انواع مشكلات بعدي گردد.  متأسفانه تاكنون به پساب به عنوان يك سرمايه بزرگ و راه‌حل جديد براي معضل آب (حداقل در بخش شهري) پرداخته نشده است و حتي نوع رويارويي ما با مسأله پساب، اين منبع بزرگ را تبديل به يك تهديد جدي نموده است. در حاليكه مي‌توان به مدد فناوري‌هاي نوين بارها و بارها، از آب استفاده نمود، هم اكنون پساب سلامت حوزه‌هاي آب زيرزميني و نتيجتاَ سلامت مردم و محصولات كشاورزي را تهديد مي‌كند.  اگر به آمار پساب توليدي در شهر يزد و بطور خاص و يا ديگر شهرستانهاي استان توجه كنيم و از سوي ديگر بدانيم كه به مدد تكنيك‌هاي پيشرفته تصفيه آب مي‌توان اين حجم بزرگ را در شبكه آب شهري و براي مصارف صنعتي يا كشاورزي استفاده نمود، متوجه خواهيم شد كه منبع عظيمي از آب در كنار ما قرار داشته ولي به دلايل مختلف چنانچه شايسته است تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است.  بخشي از بي‌توجهي به پساب به عنوان يك منبع بزرگ و در دسترس همان غفلت از ارزش واقعي آب در جامعه ايراني برمي‌گردد و بخش ديگري از آن معلول سياسي شدن مساله آب و طرح توأم با تبليغات گسترده‌ي موضوع "انتقال آب" است. برخي از مسئولان از انتقال آب به عنوان تنها گزينه ممكن و تنها راه نجات صحبت مي‌كنند و چنانچه اشاره شد طرح تبليغاتي و سياسي اين موضوع مسائل بسيار جدي‌تري چون تصفيه، بازچرخاني و بهره‌وري را كمرنگ ساخته است.  بازچرخاني راهكاري در دسترس؛  پساب‌ها مي توانند در صورت تصفيه اصولي، در شبكه آب شهري و صنعتي مجدداَ مورد استفاده قرار گيرند. اين راهكار در ميان‌مدت و بلندمدت بسيار اقتصادي و مقرون به صرفه است هم اكنون در بسياري از كشورهايي كه مشكلات آنها در حوزه آب بسيار كمتر از ايران است، آب تصفيه شده در شبكه آب شهري، بازچرخاني مي‌شود. اما نگاه غيراصولي و ناقص به حوزه آب ما را از اين فرصت بزرگ غافل و محروم نگاه داشته است.  آب شرب مي‌تواند و بلكه بايد از آب صنعتي، بهداشت و فضاي سبز جدا شود و اين امر با ملاحظه حجم اندك آب شرب كاملا معقول و مقرون به صرفه است.  خلاصه آنكه بنظر مي‌رسد نزديك‌ترين و اقتصادي‌ترين راهكارها براي حل معضل جدي آب در حوزه شهري استفاده از دستاوردهاي جديد فناوري در حوزه تصفيه و طراحي شبكه، توزيع و كمك به بازچرخاني و استفاده مجدد از آب در شبكه‌هاي شهري و صنعتي است